سلام قشنگم ، فردا روز تولدته بزرگ شدیاااااااااااااا تو بزرگ شدی و من کوچیک دارم پا به پای شمع
تولدت قطره قطره آب میشممممم ، منت سر تقویمامون گذاشتی زمستان رو خجالت دادی ، بهمن
رو سرافراز کردی و سوم رو تا ابد شرمنده ی خودت کردی و بقیه ی سیصد و شصت و چهار روز رو
حسرت به دل یک رویداد نقره ای گذاشتی حسین من اینجا به احترام روز تولد تو یه شمعدون خالی
و یک شمع جدا جدا درحال سوختنند حسین عزیزم تولدت مبارک . . . من امروز به نیت گام نهادن تو
به بیست و یکمین بهار زندگی بیست و یکبار خدای برگهای مسافر زمستانی را سجده میکنم . . . و
بیست و یکبار به روی رهگذران خسته لبخند میزنم و بیست و یک هزار بار آه میکشم . . .
کسی که بیست و یک سال آینده هم همین قدر دوستت دارد . . .
خیلی ساده : زیباااااااااا تولدت مبارک . . .


